بازگشت...

بعد از سه سال به این وبلاگ برگشتم .دلیلش شاید فقط حس نوستالژیکی بود که به من دست داد.با اینکه وبلاگ های دیگری هم دارم ... به هر حال برگشتم و در هر چیزی نباید پی دلیلی گشت...

فکر کردم اینجا چه بنویسم بهتر است؟شاید خاطرات روزانه؟که البته به نظرم مسخره ترین کار است(البته به نظر من فقط )فکر می کنم دانستن اینکه من دیروز برای اولین بار عقربی را از نزدیک دیدم مثلن،چه تأثیری می تواند بر زندگی خواننده ی وبلاگم داشته باشد.خب البته همه اینها نظرات شخصی ی من هستند. این وبلاگ حدود سه سال منتظرم مانده .حالا هم حتمن آن قدر صبور هست که منتظر حرفهای مفید بماند هر چند که طول بکشد! به هر حال دوباره خواهم نوشت

/ 3 نظر / 12 بازدید
محمد

به نويس : هر چه از نفت به مان رسيد ، از دست های آلوده ی هسته ای شان هم چيزی به هيچ کس نمی ده اند ! به نويس چيزی زشت تر از اين نيست که یک انسان کارمند ، بايد آمال های بزرگ اش را ... که نه ! آرزوهای کوچک اش مثل خودرو و خانه را هم بايد با خودش به گور ببرد ! به نويس کسانی که دم از حق مسلم هسته ای برای پيش رفت تکنولوژی می زن اند ،‌چرا ماه واره ها را توقيف می کن اند و استفاده از اينترنت پر سرعت را غير مجاز می کن اند . برو هر چه ی ديگر هم دل ات خواست به نويس ...

بتول

دلم برات تنگ شده .نمی دونم کجايی...... جوووووووووووووووووووووووووووواب منو بده شماره من ۰۹۱۲۵۵۹۴۳۶۳

candle

خب اگه امکانش باشه ، دلم می خواد آدرس بقیه ی وبلاگ هات رو هم داشته باشم مهدیه جان. [گل]