متن هایی برای هیچ-ساموئل بکت

 

 

 

یا با هم قدم می زدیم ، دست در دست ، ساکت ، غرق دنیاهای خودمان ، هر کس غرق دنیاهای خود ، دست در دست فراموش شده . این طور است که تا حالا دوام آورده ام . و امروز عصر هم انگار باز نتیجه می دهد ، در آغوشم هستم ، من خود را در آغوش گرفته ام ، نه چندان با لطافت ، اما وفادار ، وفادار .حالا بخواب ، گویی زیر آن چراغ قدیمی ، به هم ریخته ، خسته و کوفته ، از این همه حرف زدن ، این همه شنیدن ، این همه مشقت ، این همه بازی . 

 

/ 18 نظر / 18 بازدید
نمایش نظرات قبلی
سام

بکتو خیلی دوس دارم خیلی.یاد دوره ی لیسانس و در انتظار گودو و دریا بخیر!

سام

با اجازه لینک شدید!

elham*

عاشق این کتابشم و عاشق این پاراگراف.,شاید بشه غرق شد میون اون کتاب باریک

ابراهیم در برف

سلام ممنون از معرفی فیلم ها و کتاب ها و همینطور انتخاب عکس ها. بخصوص عکس آستر. آخرین فیلمی که دیدم جزیره شاتر بود و آخرین فیلمنامه ای که خوندم در بروژ مارتین مک دونا. به روزم با داستانی . خوشحال می شوم بخوانی و برایم بنویسی در موردش.

شاه رخ

سلام بر دوست هميشه و مسافر خستگي ناپذير! يه ريزه واسا عرقتو خشك كن خاك جاده رو بتكون تموم ميشي انقد مي گرديا! سلام صبح بخير

لقمان

به ما سر بزنید و در نظرسنجی ما شرکت کنید

حسین

نه چندان با لطافت، اما وفادار. مرسی مهدیه جان. همیشه در خاطرم هستی و عزیز. با سلام

احسان

چه متن قشنگی هس این.. در آغوشت هستم .من خود را در آغوش گرفته ام... همیشه اعتقاد داشتم آدما دنیاشون جداست گاهی همپوشانی داره که بش میگن دوستی....[گل]