با لباس سفید آمده ام ... با سفید باید بروم...خون هایم را نشویید!

***

حلوایم خوردن ندارد...مغضوب خداوندم من!

sd60.jpg

/ 8 نظر / 2 بازدید
رضا

کوتاه و زیبا

faezeh

كمي صبورتر خواهر جان ...

معلومه سلوله

خيله خوب فکر کنم اهل نصيحت کردن نباشم وگرنه حتمن اين کار رو ميکردم.حتمن اين کار رو ميکردم . اما خوب متاسفانه نيستم . ميتونم يه نظر خيلی خيلی خيلی خيلی خاص بدم اين عکسه خيلی خاصه و به اين متن مياد گفتم که امروز چهار شنبه است و ممکنه يه سری اتفاقات خاص بيفته اصلن به نظرم برا همين اومدم

پوريا

اينو واست نوشتم که....

شاه رخ

من دلم سخت گرفته ست ازین ...

سلول

دلت ميخواد نصيحت بشی؟ببين عزيز دل برادر زندگی نهايتش صد ساله. خوب نبود کليشه ايه ببين بلاخره يه روز راحت ميشيم.چشامونو وا ميکنيم و ميبينيم همه چيز مث يه خواب تموم شد خوب نبود نه؟ مخالف برا اين تئوری زياده ميدونم. خیله خوب من که گفتم نصیحت بلد نیستم. نگفتم؟ حالا تو هی ازمن ایراد بگیر.ببخشید اشتب شد شما. عزیز دل برادر به جای اینکه سلول رو تشویق به به روز شدن کنی و هی راه به راه ابراز اندوه کنی کاغذ ها رو به روز کن که خیلی وقته خاک گرفته اصلن چند وقته بهش سر نمیزنی ؟ میدونی چقدر شاکیه. تازه داشت پیشم درد و دل میکرد. میدونم به یه یاس فلسفی رسیدی. و این یه کشف بزرگ در زندگی هر شخص تلقی میشه.اما قبل از تو خیلی ها به این کشف رسیدن و فهمیدن زار زدن فایده ای نداره و کسی قرار نیست دلش برات بسوزه. ببخشید مث اینکه خیلی فضولی شدم.

شاه رخ

من موندم اگه يکی با لباس نارنجی مثلا ْ‌بياد ديگه مشکلی نيس می تونه با هر لباسی برگرده ؟