غرور و تعصب

در طول یک هفته فیلم "غرور و تعصب "را سه بار دیدم و دوست دارم باز هم ببینم.دلم می خواست اینجا چیزی دربازه اش بنویسم ،اما از آن جایی که تا به حال در مورد فیلم ننوشته ام نگران بودم مبادا چیزی که ارائه می دهم در خور فیلم نباشد...

به هر حال منظورم نقد فیلم نیست و تنها معرفی ی فیلم برای دوستان راضی ام می کند.

این فیلم بر اساس رمان معروف"جین اوستن"به کارگردانی ی "جو رایت"ساخته شده که محصول 2005بریتانیاست.

خانواده ای به نام"بنت"دارای پنج دختر هستند و مادرشان مجدانه در صدد یافتن برای دختران خود است.با ورود مردی ثروتمند به نام"بینگلی"به منطقه ی آن ها،مادر خانواده دختران خود را به امید ازدواج به او معرفی می کند."بینگلی" و "جین"(دختر بزرگ خانواده)دلباخته ی هم می شوند و دختر دوم "الیزابت" که دختری فریخته و جسور است،ظاهرن نظری به "دارسی"دوست "بینگلی"دارد.

فیلم ماجرای عشق"دارسی" و"الیزابت" را به تصویر می کشد که یکی مظهر غروز و دیگری نماد تعصب است."دارسی" با چهره ای جدی و مغرور دچار اشتباهاتی ناشی از غرور خود می شود و حتی برای ابراز عشق خود به الیزابت اسیر غرور است. "الیزابت"هم تعصب خاصی نسبت به زنان دارد و در مقابل مردان را موجوداتی بداخلاق، نادان و بی فکر می داند.در فرایند زمان و بابروز حوادث و ماجراهای مختلف غرور"دارسی"به اخلاق حسنه ای تبدیل می شود  و"الیزابت" هم  به اشتباهات خود در خصوص پیش داوری و قضاوتهای عجولانه پی می برد.

یکی از مهمترین چیزهایی که باعث شده چند بار فیلم راببینم  این است که انگار اکثر صحنه های فیلم نقاشی شده اند .

از چند قسمت فیلم به شدت لذت بردم:

-در مجلس رقص ،بعد از سکوت "الیزابت"و "دارسی"همراه با دوربین به فضای ذهنی ی این دو       می رویم و آن ها را تنها در حال رقص می بینیم(حرکات دوربین بسیار زیباست) در حالیکه درواقع دیگران هم هستند و یاد جمله ی چند لحظه پیش "الیزابت " می افتیم که"به نظر می رسه مجلس رقص خصوصی از مجلس عمومی بهتر باشه".

-جایی که "الیزابت"در حال آماده شدن برای مراسم رقص است  به "پر"ي که در دست دارد فوت می کند و ناگهان آتشی را می بینیم که شعله می کشد(صدای فوت الیزابت و شعله های آتش یکی می شود)و این درواقع همان ورود به صحنه ی بعدی است.

-خاموش کرن شمع با طنین صدای فوت الیزابت و بلافاصله به تصویر کشیدن خواب او.

-آخر فیلم و طلوع خورشید بین چهره های دارسی و الیزابت.

 

و آخر از همه اینکه"کی را نایتلی" در نقش "الیزابت"سال گذشته نامزد دریافت جایزه ی اسکار برای بهترین بازیگر زن  به خاطر بازی در این فیلم شد.

 

42icvtl.jpg

/ 10 نظر / 86 بازدید
شبلـــــی

بدون شک يکی از آثار برجسته سينمای بريتانياست، بيشتر از جهت بازيهای هنرمندانه. ممنون برای مطرح کردن اين کار زيبا.

حسين شکر بيگی

سلام! آدم دوست داره تو بعضی فيلمها هر جور که شده بازی کنه شايد به خاطر ...........

شاه رخ

سينما دنياي عجيبيه و جادويی هم نديدم ش ولی می بينم ش

سلول وقتی اندکی مهربان بود

خانده شدی.با ارزوی موفقيت و يه سری چيزهای ديگر . يه گل ديگه بهت بدم؟ اسرار نکن.خيله خوب اين گل با کمی مهربانی به همراه يه خورده حس محترمانه تقديم شما.

سلول

ديدی گفتم اينجام.....اونوقت ببخشيد خيلی خيلی ببخشيد يعنی يه خورده بيشتر از ببخشيد ببخشيد حالا هر طور مايليد ببخشيد يعنی راستش می بخشيد....اه.....اها اينو ميخواستم بگم اونوقت حرف خاص‌ ـ اونوقت ربطی به اين جمله نداشت نميدونم واسه چی اومد .شما به بزرگی خودتان ببخشيد ـ به چی ميگن؟ با يه فيلم که نديده بودم اشنا شدم و از اين بابت ممنونم. خوب شايد اين يکی حرف خاص به حساب بياد.خوشمزگی کلمات را به بی مزگی ما عذر خواهی باشيد . اين گل هم تقديم شما با احترامی بيشتر از دفعه قبلی

سلول وقتی حرفی برا گفتن نداره

................................................ ............................. ........................... .............

سجاد

من عاشق اين فيلمم اگر ت۳ دفعه اين فيلم رو ديدی بايد بگم من دوبار پشت سر هم و بعدش خيلی از شبها قسمتهای مورد دلخواهم رو نگاه ميکنم علاقه من به اين فيلم برای صحنه های نقاشی شدش و بازی دختری هست که در بين بازيگران زن بيشتر از همه بهش علاقه دارم شاد باشی تا بعد

صدای پای آب

اصلا کتاب قشنگی نبود یک ذره شخصیت پردازی نداشت . اصلا قابل مقایسه با کتاب های مثل بیگانه چشم هایش و سو وشون نبود.

یکی دیگه...

من...به طور عجیبی...و بسیار دیوانه وااااار...عااااااشق این فیلم هستم!واقعا فیلم مورد علاقه ی منه و اگر شما فقط سه بار دیده باشید من از مرز صدبار تجاوز کردم!من بازی الیزابت و به خصدص بازی آقای دارسی را در این فیلم تحسین میکنم...غیر از کیرا نایتلی..متیو مکفدین واقعا بازی شور انگیزی داره...من شیفته ی شخصیت آقای دارسی ام!غرور و تعصب هم رمان مورد علاقم و هم کتاب مورد علاقه ی منه...