...

فدریکو گارسیا لورکا

200px-Garcia_lorca.jpg

ترجمه احمد شاملو

ترانه ای که نخواهم سرود

من هر گز

خفته ست روی لبانم.

ترانه ای

که نخواهم سرود من هر گز.

بالای پیچک

کرم شب تابی بود

و ماه نیش می زد

با نور خود بر آب.

چنین شد که من دیدم به رویا

ترانه ای را

که نخواهم سرود من هرگز.

ترانه ای پر از لب ها

و راه های دور دست،

ترانه ی ساعات گمشده

در سایه های تار،

ترانه ی ستاره های زنده

بر روز جاودان.

 

 

/ 5 نظر / 5 بازدید
سعيد و شيما

سلام اميدوارم طاعات و عبادات شما مورد قبول درگاه حق تعالی قرار گرفته باشه. آپم .ميای که؟

کاوه

اگر نبود همين يک دو واژه ،دنيا می گنديد.

سلول

و چقدر زیبا سرود لورکا سلام دوست عزیزم سلول به روز است

بابا لنگ دراز

از اينکه کامنت مربوط به يک پست رو برای يک پست ديگه بذارم اصلا خوشم نمياد... اما پست [برای نجات] بسيار بسيار بسيار بسيار بسيار ناراحت کننده بود... مدتيه که با پستهايی روبرو ميشم که حسهای خيلی خيلی بدی بهم ميدن... نميدونم چرا... نميدونم... چرا... شايد... خوب... نميدونم.....

احسان مهديان

سلام مهديه عباس پور ااينجا عجب عطر شعر داره . ازاينجا شايد تا ...اراده بر گريز از شعر نيست !!! «ما خانه نبودیم» وقتی میروی جایی که درخت می کارند . میدانی گندم نمی چینند . اما مطمئن نیستی ها ؟ وقتی حمله کردند ما در خانه نبودیم پس رفتیم خانه را پس بگیریم بقیه حرف اضافه با سالاد فصل بود میزهایی که چیدند سفره هایی که سفرها یی هم گرفتند به راه راه اما همیشه یادم هست . چیزهایی ، که های ازاین طرف آنطرف گلوله هایی که میخوردیم شیطان داشت سجده می کرد . ( می کند ) صورتش رنگ زنی نیمه کاره بود ( هست) می خواست در آینده اش بال در بیاورد مگر اسمت را نگفتی به دیوار روبرو ؟ چطور آتش بیاورم برای آبی که افروخته ایم ها ؟؟ اما یک آواز تر کُن ازگلویی که در باران آمد آن مرد که صاف روی مین داشت می رقصید برای عروسی که به افتخارش معبرها را بوی حنا گرفته بااحترام هجوووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووم