سنگ و کلوخ

مرگ از من دور نیست - سافو

سافو

 

او بالاتر از یک قهرمان است

او به چشم من یک خداست!

او که می تواند کنار تو بنشیند

و به زمزمه‌ی شیرین صدای تو

و آهنگ خنده‌های فریبنده‌ات

- که ضرب‌آهنگ قلب مرا تشدید می‌کند-

  عاشقانه گوش فرا دهد ...

 

اگر من ناگهانت بازبینم،

نخواهم توانست با تو سخن بگویم

چراکه زبانم گره می‌خورد

و یک شعله‌ی باریک

  زیر پوستم می‌دود ...

 

چیزی نمی‌توانم دید

چیزی نمی‌توانم شنید

جز صدای طبل گوش‌های خود را

و رنگم از علف‌های خشک

پریده‌تر می‌شود...

در این زمان؛

مرگ از من دور نیست ....


ترجمه یغما گلرویی 

 

 

درباره ی سافو 

 

 

پيام هاي ديگران ()        PermaLink        یکشنبه ٢٢ آذر ،۱۳۸۸ - مهدیه عباس پور