سنگ و کلوخ

بعد از تو

 

 

 

بعد از تو- روس گورینگ - ترجمه مهدیه

 

حالا که رفته ای

آب انبه را از روی میز پاک می کنم

و حبس می کنم

 داستان های پیچ در پیچ را

 

سه سیب زمینی  بالای طاقچه

از چشم های خواب آلوده شان

ریشه می زنند

 

خواب سفر می بینم

اما ماه نمی گذارد

تلنگری می زند و

سکه های درخشانش را مقابل آینه ام می گذارد

 

شعرها پخش شده اند

در مسیری که با هم قدم می زدیم

و همه لباس های من

با خنده های تو

رنگین شده اند.

 

 

 

پيام هاي ديگران ()        PermaLink        شنبه ۳٠ آبان ،۱۳۸۸ - مهدیه عباس پور