سنگ و کلوخ

به نام آنکه صدا را آفرید- حسین عباس پور

 

 

 

زمانی که این خبر راشنیدم، بر روی زمینی راه می رفتم که او سالها پیش روی آن نشسته و نواخته بود.برای او از آن زمین همه خاطرات و زیبایی ها باقی ماند و برای من نیز گریه و خاکش.از همه چیز ناراحت، ولی تنها این خاک بود که مرا آرام می کرد.این زمین که روی آنم، همانی است که سالها قبل، نواهای خوشی را به خود دیده است، از وجود این مرد....


استاد پرویز مشکاتیان



اما او سالهاست که از اینجا رفته و شاید اکنون با رفتنش، بیاید و دوباره به آغوش همین خاک برگردد.

از دست دادیم کسی را که همیشه از نبودنش بیم داشتم. نبود مشکاتیان و مشکاتیان هایی که دیگر تکرار نخواهند شد.حال که او رفته است، دیگر چه کسی نوا خواهد نواخت.چه کسی دستان توانا خواهد ساخت.چه کسی....

از دست دادیم کسی را که مانند موهبتی از دنیایی ناب برای ما فرستاده شده بود.موهبتی که برای ما پیام هایی بس شیرین آورده بود ولی افسوس که هیچکدام مان توانایی درکش را نداشتیم.

حیف که قدرش را ندانستیم.

حیف که صد شاگرد چو او یک استاد نیست.

حیف که با خود برد آن دنیای ناب را.

حیف...

غم زمانه خورم یا فراغ یار کشم

به طاقتی که ندارم،کدام بار کشم

یادش گرامی

 

پيام هاي ديگران ()        PermaLink        سه‌شنبه ۳۱ شهریور ،۱۳۸۸ - مهدیه عباس پور