سنگ و کلوخ

پستچی

بیشتر از دو ماه است که می خواهم درباره ی فیلم"پستچی"بنویسم.فیلمی که "مایکل رادفورد"آن را ساخته است.نوشته ی من انگار ناخواسته موکول شد به حالا که سالگرد درگذشت"پابلو نرودا"است(23 سپتامبر  درست 12 روز بعد از کشته شدن دوست و هم رزم عزیزش سالوادور آلنده در سال 1973).

فیلم ماجرای مرد جوانی است که ساکن جزیره ای در ایتالیاست.جزیره ای که برای مدتی"پابلو نرودا"به آن تبعید می شود."ماریو" مرد جوانی که با سواد کم به دنبال یافتن شغلی است تا مانند پدرش ناچار به ماهیگیری نباشد،به عنوان پستچی استخدام می شود تا نامه های نرودا را به او برساند. به این ترتیب است که با شعر و شاعر آشنا می شود  و این آشنایی مسیر زندگی ی او را تغییر می دهد.فیلم یاد آوری می کند که انسان در هر مرحله از زندگی قادر به تغییر است ،هر فرد می تواند تأثیر گذار باشد بر زندگی یا حتی مرگ دیگران.مرد پستچی  انسانی که در ابتدا مردی کم سواد است و بسیار سهل انگارانه به زندگی می نگرد ، در طی آشنایی با پابلو نرودا نه تنها به معنا و مفهوم واقعی ی شعر پی می برد ،بلکه به انسانی با دیدی ژرف به زندگی و پیرامونش بدل می شود و حتی جان خود را در راه اعتقادش از دست می دهد.

"ماسیمو ترویزی "بازیگر نقش ماریو،نویسنده ی فیلمنامه ی"پستچی" است و بازی ی بسیار زیبایی ارائه می دهد، او به دلیل بیماری قلبی 12 ساعت بعد از پایان کار فیلمبرداری ی این فیلم در می گذرد.

فیلم "پستچی"در سال 1995 برنده ی اسکار به عنوان بهترین فیلم شده است.

 

پيام هاي ديگران ()        PermaLink        شنبه ۳۱ شهریور ،۱۳۸٦ - مهدیه عباس پور