سنگ و کلوخ

مدئا

مدت ها بود تصمیم داشتم "مدئا"را ببینم.اولین چیزی که توجهم را جلب کرد آهنگ زیبای ابتدای آن بود و بعد قنطورسی که با پسر بچه ای عریان حرف می زد.اما هر بار به این دلیل که چیزی از صحبت های این دو نمی فهمیدم دیدن فیلم را متوقف می کردم.

بعد از دو هفته که نتوانستم فیلم درست و حسابی ببینم ، دلم فیلمی می خواست که میخکوبم کند و چه بهتر از فیلم های پازولینی که دیدنشان به عقیده ی من اعصابی فولادین نیاز دارد!... مدئا را دیدم بالاخره!

این فیلم بر اساس اسطوره ای یونانی ساخته شده  در واقع برای تعریف ماجرای فیلم شاید همان اسطوره کفایت کند و از این قرار است :"آیتس"(پادشاه کولخیس)پدر "مدئا"،پشم زرینی را به دست می آورد و پیشگو ها به او می گویند چنان چه این پشم را بیگانه ای ببرد پادشاه  در خواهد گذشت.

"یاسون"پسر "آیسون"(پادشاه معزول یولکون) از کودکی به قنطورسی به نام خیرون سپرده می شود و در بزرگسالی خواستار تخت پدر می شود و در ازای آن باید "پشم زرین "را برای پلیاس( پادشاه وقت) بیاورد. در طی فرایند به چنگ آوردن این پشم که یاسون به کولخیس می رود "مدئا"عاشق او می شود و در این راه به او کمک می کند و با او می گریزد.در "یولکون"با یاسون ازدواج می کند و بالاخره بعد از مدت ها "یاسون"او را ترک می کند تا با "گلاوه"دختر"کرئون"ازدواج کند.در پایان "مدئا"از حسد دیوانه شده و باعث مرگ گلاوه و کرئون می شود و فرزندان خود را نیز در آتش می سوزاند.

در واقع این ماجرای کلی اسطوره و فیلم "مدئا"بود. به نکاتی در این فیلم تاکید شده نظیر خرافه پرستی های مردم و آیین هایی که بدون در نظر گرفتن" انسان " برگزار می شده .مقدس شمردن اموری که در واقع هیچ تاثیری در زندگی ی انسان ها و بهبود آن ندارند و تنها چیزی که عاید مردم می شود گذران وقت و آوردن هدایایی برای آن متقدس هاست و قربانی شدن انسان ها به دلیل خرافه ای که طبق آن گمان می رود خون قربانی رشد و نمو گیاهان را رونق خواهد داد ... به طور کلی دنباله روی ی مردمان  از گذشتگان بی هیچ اندیشه ای را به تصویر می کشد... و از این قبیل مقدسات که نمادی است برای تمام مقدساتی که انسان ها امروز هم در زندگی شان ارزشی برای شان قایلند بدون این که به چرایی ی آن بیندیشند.

به رنگ های قرمز و سفید در این فیلم تاکید زیادی شده که البته دقیقن نمی دانم نماد چه چیزی می تواند باشد .با این که مفهومش را دقیقن نمی تونستم بفهمم اما از ظرافت نشان دادنش بسیار لذت بردم .شاید بتوان گفت نمادی از خیر و شر بود ....

احساس می کنم دیالوگ های فیلم را از دست داده ام که می توانست به درک بهتر فیلم کمک کند .با توجه به این نکته ،نظراتی که درباره ی فیلم  نوشتم همه برداشت های شخصی ام بود که یقینن خطا هم در آن هست.

منتظر صحبت های دوستان هستم تا درباره ی این فیلم بیشتر بدانم و بفهمم.

این فیلم محصول 1969 ایتالیاست و بازیگر نقش "مدئا"،"ماریا کالاس"است.

 حتی اگر چیزی از دیالوگ ها دستگیرمان نشود باز هم به چندین  بار دیدنش می ارزد.

 

 

 

پيام هاي ديگران ()        PermaLink        یکشنبه ۱٦ اردیبهشت ،۱۳۸٦ - مهدیه عباس پور