سنگ و کلوخ

تنها سکوت پژواک حقیقت است - رابرت لِرد

 

 

هرگز این شعر را شنیده ای 
که تنها سکوت پژواک حقیقت است  
در مورد انسان دوست داشتنی ی خاصی  
که تنها تو می شناسی اش؟  


هرگز داستانی خوانده ای  
که نخواهی هیچ وقت به پایان برسد؟  
وقتی شرح دلتنگی ات را می خواهند  
ندانی از کجا آغاز کنی؟  




به آن آواز گوش داده ای  
که همواره به نرمی نواخته می شود
و اشک را ازدیده های فرو افتاده  
جاری می کند؟  



هرگز در مکان آنچنان ساکتی بوده ای  
تا بتوانی سرود خلقت را بشنوی؟  
آهنگ ملایم ابرهایی را که با بال پرنده ای  
جابجا می شوند؟  


من شگفت زده شدم  
از چیزهایی که برایم آشکار شده  
و متعجبم از این که  
چرا در زندگی ام تنها هستم؟  


هرگز باران را حس کرده ای  
روح را غرق می کند و بر کسالت می افزاید؟  
اگر چنین نبوده ای خطر مکن  
چرا که "تنها" غمگین است.  


" رابرت لِرد" 

پ.ن:با تشکر از "رضا" بابت راهنمایی هایش.

 

 

 

پيام هاي ديگران ()        PermaLink        شنبه ٢٥ اردیبهشت ،۱۳۸٩ - مهدیه عباس پور