سنگ و کلوخ

خاطرات يک گيشا

"خاطرات یک گیشا"به کارگردانی "راب مارشال"محصول 2005 ،تهیه کننده آن " استیون اسپیلبرگ"و موسیقی اش از "جان ویلیامز"است.
"خاطرات یک گیشا" ماجرای دختر بچه ای است که به علت فقر خانواده به زنی فروخته می شود که "گیشا "تربیت می کند."گیشا"ها در واقع به رقص و خوانندگی و نوازندگی می پردازند و همان طور که در فیلم گفته می شود اثر هنری متحرکند و به نوعی روسپی های هنرمندند.
فیلم به تاثیر فقر،جنسیت،محیط،جنگ و... بر زندگی و به مسائل و روابط بین انسان ها می پردازد و دارای معانی و تصاویر زیبایی است.
به عنوان یک زن باز هم برای دختران و زنان دچار افسوس و اندوه فراوان شدم .رقابت های بیهوده ای که نه تنها در این فیلم که در زندگی روزمره ی همه ی زنان جاری است .
در فیلم اشاره می شود به اینکه"گیشا نصف همسر است" و این برایم یاد آوری ی دردناکی بود از "زنان نصف مردان هستند" و اگر چه در شعار ها و حرف ها به دنبال برابری هستیم اما  در واقع...


اگر چه پایان فیلم چندان دل چسب نیست ولی به طور کلی فیلم روان و زیبایی است.

پيام هاي ديگران ()        PermaLink        دوشنبه ٢٥ تیر ،۱۳۸٦ - مهدیه عباس پور

کلمات

رمان"رود راوی"نوشته "ابو تراب خسروی"که برگزیده ی بنیاد هوشنگ گلشیری است را خواندم... البته نه کامل  به این دلیل که وقتی  بیشترش را خواندم احساس کردم آن قدر خسته کننده است که نمی توانم تا آخرش را بخوانم .امیدوارم در روزها و ماه های آینده تمامش کنم . اما باید بگویم واقعن شروع قشنگی داشت اگر همان طور ادامه پیدا می کرد عالی بود. به هر حال من در مقایسه با "وقت تقصیر"نوشته "محمد رضا کاتب "می گویم که اگر چه بر خلاف این کتاب آخرش اوج کتاب بود اما آن قدر جاذبه داشت تا بکشاندت به جایی که می خواست.رود راوی اما همان اول هر چه داشت بیان کرد و بعد یکنواخت شد(این ها همه نظر شخصی است ) چند جمله ی زیبای کتاب که بارها برگشتم و خواندمش .صفحه 12:
"درد که تنها در نسوج تن آدمی پرسه نمی زند.گاهی هم ساکن اشیا می گردد.حتی ممکن است در قاب عکسی منزل کند یا حتی در الفاظ یک صدا.باید کلمه بهترین مکان برای سکونت درد باشد که آدمی رنجش را در کلمه مستحیل می کند و بر صفحات کاغذ می نویسد تا درد را از خود ،محبوس کلمات کند"

پيام هاي ديگران ()        PermaLink        یکشنبه ٢٤ تیر ،۱۳۸٦ - مهدیه عباس پور

زيبای ربوده شده

"زیبای ربوده شده"به کارگردانی "برناردو برتولوچی"محصول سال ۱۹۹۶ است.
فیلم ماجرای دختری به نام لوسی است که برای یافتن پدر واقعی خود از آمریکا راهی ایتالیا می شود.ابتدای فیلم را ز زاویه دوربینی می بینیم که تمام طول راه از "لوسی"فیلمبرداری می کند و بعد همزمان با رسیدن دختر به مقصد و پایان فیلمبرداری و مطلع شدن"لوسی"از این جریان،تصویر و رنگ ها تغییر می کند و به این ترتیب ادامه می یابد.
مساله جالب توجه رنگ قرمز است که در فیلم بسیار تکرار می شود،در لباس ها،پرده ها،مجسمه ها و...
فیلم به طور خاص به روابط جنسی انسان ها می پردازد و این که عشق تا چه اندازه در این امر دخیل است.بی قیدی و وادادگی آدم ها،خوش بینی زن به شوهرش،عشق گذشته مرد(مادر لوسی)،نویسنده ای که رابطه جنسی را باشکوه و مقدس می داند و... و  البته بیشتر تاکید بر زشتی اکثر روابط بین انسان ها دارد.
 در پس آن همه بی توجهی،سطحی نگری و... "لوسی"لازمه داشتن رابطه جنسی با فردی را عشق می داند و لحظات پایانی فیلم،بر خلاف اکثر فیلم ها که این رابطه به گونه ای مبتذل نمایانده می شود ،لحظات عاشقانه او مانند عبادتی رمانتیک و رقصی عاشقانه دلنشین است، که این از ویژگی های بارز فیلم ها ی برتولوچی است.

پيام هاي ديگران ()        PermaLink        شنبه ٢۳ تیر ،۱۳۸٦ - مهدیه عباس پور

چرا فقط صفرم؟!

فکر می کنم صفر و یک چقدر از هم فاصله دارند؟... خیلی... البته این را می دانم،چیزی که نمی دانم این است که چرا ؟چرا من نمی توانم از صفر کمی بالاتر روم... نه "یک"حتی ذره ای هم بالاتر از صفر خوب است... افسوس اما...
حالا ... بیمار نگاهی ام که در نگاهم تلاقی کند،بدوزد و جدا نشود میان این همه چشم های بی تفاوت آدم ها ،نگاهی که بیابم و به آن بیاویزم... بی هیچ چشمداشتی...
میان این همه بی تفاوتی که حتی نگاه را از هم دریغ می کنند.... به دنبال نگاهی می گردم تا تلاقی کند در چشمانم.بنشیند و هرگز نرود... آن قدر چشم بدوزم تا... بمیرم...

پيام هاي ديگران ()        PermaLink        جمعه ٢٢ تیر ،۱۳۸٦ - مهدیه عباس پور

يادداشت خود كشي

چهره خنك و خاموش رود

 از من

بوسه اي خواست

 لنگستون هيوز


این یادداشت توسط سرویس SMSblog ارسال شده است.

پيام هاي ديگران ()        PermaLink        جمعه ٢٢ تیر ،۱۳۸٦ - مهدیه عباس پور

آزادی

لنگستون هیوز

ترجمه احمد شاملو

آزادی
به شیکرکی می مونه
رو شیرینی بی دنگ و فنگی
که مال یه بابای دیگه س.

تا وختی ندونی
شیرنی رو چه جور باس پخت
همیشه همین
بساطه که هس

پيام هاي ديگران ()        PermaLink        پنجشنبه ٢۱ تیر ،۱۳۸٦ - مهدیه عباس پور

 

سه تا از تازه ترين رمان هايي که خوانده ام"انگار گفته بودي ليلي"و"سرخي تو از من"نوشته ي "سپيده شاملو"و "روياي تبت"نوشته ي "فريبا وفي"است.دو تاي اول چندان به دلم ننشست اما"روياي تبت"زيبا بود و البته بايد بگويم نوع نوشتارش مي توانست روان تر و دل نشين تر باشد.به هر حال منظورم موضوع رمان است که ظريف بود!ياد روابط انساني افتادم که خيلي وقت پيش مي خواستم درباره اش بنويسم.روابط بين اعضاي خانواده،معلم و شاگرد،روابط بين دوستان،همسران،مخالفان و ...که پرداختن به هر کدامشان مجال و حوصله ي فراوان مي خواهد و از آن جا که هيچ کدامش را فعلن ندارم موکول کردم به آينده اي که نمي دانم کي است!
و اما "گتسبي بزرگ"نوشته ي "اسکات فيتس جرالد"را که بارها خوانده بودم ،موفق شدم فيلمش را ببينم و هميشه چقدر برايم لذت بخش است ديدن فيلم هايي که رمانشان را خوانده ام."گتسبي بزرگ"هم ياد آور عشق است که به نوعي رابطه اي است ميان انسان ها،عشق هايي که براي هميشه ماندگارند،عشق هايي که مقطعي هستند  و عشق هايي که فقط سرابي از عشقند و تفاوت انسان ها در اين باره را بيان مي کند.
از اين کتاب يک تئاتر و سه بار فيلم ساخته شده و من فيلمي را ديدم که"جک کلایتون"کارگردانش بود.
براي اولين بار در 1925 منتشر شد و در ايران در سال 1344 با ترجمه ي کريم امامي .


پيام هاي ديگران ()        PermaLink        دوشنبه ۱۸ تیر ،۱۳۸٦ - مهدیه عباس پور

 

ژاک پره ور

ترجمه احمد شاملو

ترانه

-  امروز چه روزی است؟

-  ما خود تمامی روزهاییم ای دوست

ما خود زنده گی ایم به تمامی ای یار،

یکدیگر را دوست می داریم و زنده گی می کنیم

زنده گی می کنیم و یکدیگر را دوست می داریم و

نه می دانیم زنده گی چیست و

نه می دانیم روز چیست و

نه می دانیم عشق چیست.

**

پیغام

دری که یکی وازش کرده

دری که یکی پیش اش کرده

صندلی یی که یکی روش نشسته

گربه ای که یکی نازش کرده

میوه ای که یکی گازش زده

نامه ای که یکی خونده

صندلی یی که یکی کنارش زده

دری که یکی وازش کرده

جاده ای که یکی روش می دوه

جنگلی که یکی ازش رد می شه

رودی که یکی خودشو میندازه توش

بیمارستانی که یکی توش مرده

 

پيام هاي ديگران ()        PermaLink        دوشنبه ٤ تیر ،۱۳۸٦ - مهدیه عباس پور