سنگ و کلوخ

شعری از مرام المصری- ترجمۀ حسین منصوری

 

او دو زن دارد
یکی بر روی تختش می خوابد
دیگری بر روی بستر رویایش



او دو زن دارد
که او را دوست دارند
یکی در کنارش پیر میشود
دیگری جوانی اش را به او هدیه میکند
و میگذرد



او دو زن دارد
یکی در قلب خانه اش
دیگری در خانۀ قلبش




مرام المصری- ترجمۀ حسین منصوری

 

با تشکر فراوان از حسین منصوری عزیز ...

 

 

پيام هاي ديگران ()        PermaLink        سه‌شنبه ٢٩ فروردین ،۱۳٩۱ - مهدیه عباس پور

جمع بزرگان

خیلی از بزرگان تاریخ در این تصویر دور هم جمع شده اند!

 

 

تصویر با اندازه بزرگ

 

 

 

پيام هاي ديگران ()        PermaLink        یکشنبه ٩ بهمن ،۱۳٩٠ - مهدیه عباس پور

جدایی نادر از سیمین - اصغر فرهادی

 

 

چطور ممکنه کشورمون همچین موفقیتی بدست بیاره و ما  ننویسیم؟!!

"جدایی نادر از سیمین" در بخش "بهترین فیلم خارجی" برنده جایزه "گلدن گلوب" شد. 

پيام هاي ديگران ()        PermaLink        دوشنبه ٢٦ دی ،۱۳٩٠ - مهدیه عباس پور

کمدی شکلک ها -فلیپه آلفو -مترجم : بهمن خسروی

کتاب "کمدی شکلک ها" رو خوندم و خیلی خوشم اومد. رمانی بود که چند فصل داشت و می شد این فصول رو به هر ترتیبی که دوست داری بخونی...  جدا از ماجراهای جذاب و زیبا و عمق نگاه نویسنده و بیان نکات ظریفی در مورد آدمها ، چیزی که خیلی توجه من رو به خودش جلب کرد سرگذشت این کتاب و نویسنده ش بود.

"فیلیپه آلفو" در سال 1902 به دنیا اومده و در سن 26 سالگی این کتاب رو نوشته ولی تا 8 سال بعد نتونسته اون رو چاپ کنه. بعد هم سالها طول کشیده که به چاپ دوم برسه . چیزی حدود پنجاه سال! و بالاخره آقای نویسنده در پی این شکست به کار مترجمی مشغول شده و در طول زندگیش فقط دو تا رمان نوشته ! اما کسی که این کتاب رو بخونه خیلی سریع  به استعداد نویسندگی "فلیپه آلفو" پی می بره .

مسأله غم انگیزی که فکر من رو به خوش مشغول کرده اینه که این آقای نویسنده انقدر بدشانسه که حتا وقتی کتابش به زبون دیگه ای ( فارسی) ترجمه می شه هم مورد بی مهری زیادی قرار می گیره. این کتاب سال 1382 برای اولین بار چاپ شده و حتا به چاپ دوم هم نرسیده! طرح جلد اصلن خوب نیست و پر از اشتباهات تایپی هم هست. وقتی این کتاب رو با  کتاب " کافه پیانو" مقایسه می کنم خیلی به نظرم ناراحت کننده میاد  .

 

پيام هاي ديگران ()        PermaLink        دوشنبه ۱٩ دی ،۱۳٩٠ - مهدیه عباس پور

چشمه - دارن آرنوفسکی

اینکه بعد از مدتها یک فیلم عالی ببینی خیلی لذت بخشه

 

 

 

پيام هاي ديگران ()        PermaLink        جمعه ٢٥ آذر ،۱۳٩٠ - مهدیه عباس پور

بی بال و پر- طنزهای وودی آلن

همنشین این روزهایم:

 

 

 

پيام هاي ديگران ()        PermaLink        چهارشنبه ۱۸ آبان ،۱۳٩٠ - مهدیه عباس پور

اوگتسو -کنجی میزوگوچی

تازه این فیلم را دیده ام . فیلمی که بیچارگی آدمها را در برابر اشتیاق برای ثروت و قدرت نشان میدهد. آدمها یا غارت می شوند یا غارت می کنند. غارتی که در آن گاه غذا و وسایل زندگی هم را غارت می کنند، گاه آرامش و عشق را . آدمهای این فیلم مثل زندگی روزمره ی جاری در هر جای دنیا یا غالب اند یا مغلوب. اما چیزی که تصویر کردن این روزمرگی زشت  را قابل توجه می کند، در کنار هم آوردن این زشتی هاست.

جایی که ثروت و قدرت در کنار هم و همزمان دو خانواده را به نابودی می کشاند. عشق به چیزی واهی و حقیقت پنداشتن آن...  

و اوج زیبایی فیلم فریاد زدن این موضوع است که هر چه آرزو کنی و هر چه برای بهتر شدن زندگی بخواهی باز هم به همان "هیچ" زندگی می رسی. همین که هست و همین که حس می کنی.... و همه چیز جز توهمی از خوشبختی نیست.  

پيام هاي ديگران ()        PermaLink        یکشنبه ٢٧ شهریور ،۱۳٩٠ - مهدیه عباس پور

احمد شاملو

 

 

از برای تو مفهومی نیست

                                                نه لحظه ای :

 

پروانه ایست که بال می زند

 

یا رود خانه ای که در گذر است._

 

 هیچ چیز تکرار نمی شود

 

و عمر به پایان می رسد:

 

پروانه بر شکوفه ای نشست

 

و رود

 

به دریا پیوست.

 

پيام هاي ديگران ()        PermaLink        یکشنبه ٢ امرداد ،۱۳٩٠ - مهدیه عباس پور

هدایت

 

 

پيام هاي ديگران ()        PermaLink        جمعه ۱٩ فروردین ،۱۳٩٠ - مهدیه عباس پور

آشفتگی های ترلس جوان(روبرت موزیل)- آقایی از سانفرانسیسکو(ایوان بونین)

 

 

شاید فقط  به اندازه ی تمام کردن دو کتاب متوالی طول بکشد تا حال و هوایت آنقدر تغییر کند که درخود فرو بروی در حالی که همه چیز پیرامونت را با دقتی چند برابر می بینی و می شکافی و درونش را برای خودت بارها و بارها بررسی می کنی.

 درون خودت غوطه وری و سنگین اما همه چیز همانطور که با سرعت از جلوی چشمهایت می گذرد هر کدام دنیایش را در گوشت زمزمه می کند و می رود و تو می مانی و چندین دنیای بزرگ و عمیق ... در همان حالی که توی خودت فرو رفته ای... غریبه با خودت و همه هستی در حالی که همه چیز بارها و بارها و با انواع مختلفی خودشان را به تو می شناسانند و می شناسی شان... هر چیزِ کوچک فروتر می بردت و فروتر...

شاید اتفاق گاهی بهترین اتفاق است! اتفاق اینکه دو کتاب خاص را پشت سر هم بخوانی بی اینکه خودت هیچ انتخابی کرده باشی.

دو کتابی که هر دو را به اندازه ی هم دوست داشتم . یکی "آقایی از سان فرانسیسکو"  که "بونین" خیلی ملایم و با لطافت خواننده را به عمق می برد و یکی "آشفتگی های ترلس جوان" که "موزیل" ناگهان می کشدت و در دریای خود (خواننده)غرقت می کند.

 

 

پيام هاي ديگران ()        PermaLink        سه‌شنبه ۱٩ بهمن ،۱۳۸٩ - مهدیه عباس پور